زینب (س) آموزگار حیا و پاکدامنی

ادامه نوشته

زنان در حكومت امام زمان، عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه

 

 

ادامه نوشته

حضرت فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی

ادامه نوشته

عصمت صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

 
ادامه نوشته

مقام انسانى زن از نظر قرآن

 

موضوعات دیگر در مورد زن در نظر قرآن : از شهید مطهری

  • مقام انسانى زن از نظر قرآن
  • تساوى يا تشابه ؟
  • مقام زن در جهان بينى اسلامى
  • اعلاميه حقوق بشر فلسفه است نه قانون
  • نگاهى به تاريخ حقوق زن در اروپا
  • حيثيت و حقوق انسانى
  • تنزل و سقوط انسان در فلسفه هاى غربى
  • غرب ، هم خود را فراموش كرده و هم خداى خود را

 

 

ادامه نوشته

زن در نهج البلاغه 1

 

موضوعهای که در ادامه مطالب هست عبارت است:

  • نگاه قرآن به زن ( مقدمه)
  • برابرى زن در آفرينش
  • برابرى زن و مرد در كمال يابى و بالندگى
  • برابرى در برخوردارى از حيات طيبه
  • موقعيت زنان در قرآن
  • تفاوت زن و مرد از ديدگاه قرآن
  • سيره قولى و عملى على بن ابى طالب(ع) در باره زنان
  • رابطه تنگاتنگ نهج البلاغه با قرآن
  • آسيب شناسى دينى و نقش زنان در آسيب زايى دينى از نگاه امام على(ع)
  • چگونگى رفتار حضرت با خانواده خود
  • استناد حضرت على(ع) به سخنان فاطمه زهرا



 

 


 

ادامه نوشته

ماه خودسازی...

چه پدیده ی زیبایی است ماه رمضان

ماهی که با نوای اذان شروع می شود وبا نوای آن پایان می یابد.ماهی که درآن کتاب آسمانی نازل شد .

زیباترین شبها را دراین ماه تجربه می کنیم.شب معراج, شبهای قدرو...

شبهایی که لذت نیایش با حضرت دوست را در می یابیم وتا سحرگاهان با دوست سخن می گوییم.

شبهایی که لذت با هم بودن را دور سفره ی افطار تجربه می کنیم واز خواندن دعاها وتلاوت قرآن غرق لذت وپاکی می شویم.این ماه فرصتی برای خودسازی دوباره, آغازی نو.بیان تمام خوبی های این ماه در کلمات نمی گنجد

whiteswan.persianblog.ir

 

 

ای قصیده بی انتها ... ای اخرین شخص مفرد...

 

 

یا مهدی (عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق!

میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

 

 

 

میلاد نرگس

 

 

چه قدر آمدنت دير شده است!

 مي­ترسم بيايي و بگويند تو آمده­اي اما من ديگر آن را نشنوم.

 مي­ترسم من رفته باشم و تو آن­گاه بيايي. اين روزها زمين خاكستري­ترين روزهايش را سپري مي­كند. كوچه­ها سردتر از آنند كه اين خورشيد نيمه جان، پيكر كرختشان را گرم كند.

 

اينَ مبيدُ اهلِ الفُسوقِ والعصيان... أين طامسُ آثارِ الزّيغِ والأهواء؛

 

تقويم­ها را نگاه كن... پر از جمعه­هاي سوخته­اي است . تو در ميان همه باورهايم، در ميان ذهن آشفته­ام، يگانه­اي!

بر كدامين مصلاي توحيد، نماز جمعه ميخواني تا به رداي سبزت اقتدا كنيم؟...
از كدام سمت، از كدام سو اسب ظهور تو پيش ميتازد؟
كدام ساحل را لنگر انداختهاي كه دست امواج از دامنت كوتاه است؟

و من پرهيز از تو نمي­توانم كرد. هستي­ات، بودنت و حضورت، پاينده­ترين باور زمين است، چرا كه اگر تو نبودي  ـ استواري هميشه ـ  زمين هر لحظه در خويش مي­مرد.

 

اي شكوه لحظه­هاي سردرگمي،

 اي چراغ اوقات فراموشي و اي پناه اهل زمين! دست­هايم را بگير و سينه لرزانم را كه عن قريب است به دام آسيب­هاي زمانه بيفتد. مي­دانم هيچ كس با تو فاصله­اي ندارد. كافي است دل را صاف كند. كافي است عاشق شود.

پس كمكم كن تا دلم را صاف كنم و عاشق شوم، اي عاشق­ترين!

 

 

 

 

روز جوان بر همه جوانان مبارک ....

 

 

seyd mohamad alavi's photo

 

جوان امروز و فردا و دیروز روزت مبارک 

 

صورت بر صورتت

 

آمده­اي تا عشق محمد بار ديگر تا عمق دل­ها نفوذ كند و مردمان يك­بار ديگر حلاوت وصال ديدار روي محمدي را بچشند.

متبرك باد نام تو بر پهنه آسمان!

زينت بخش زمين باد چشمان آهو وشت كه چشمان سخن­گوي رسول­الله را به يادها مي­آورد و قامت آسماني­ات همواره ايستاده باد كه قامت استوار محمد را در يادها زنده مي­كند آن­گاه كه از حرا باز ميگشت. گوش مي­سپارم به نداي

 لا حول ولا قوة الاّ بالله العلي العظيم

كه از حنجر مباركت خارج مي­شود و مي­بينم ترس و رعبي را كه در دل­هاي دشمنان لانه مي­كند.

 آمده­اي تا حماسه كربلا را با آمدنت بهاري كني و بال­هاي سبز جبرئيل را رنگين سازي آن­گاه كه حسين بر بالينت زانو مي­زند و " صورت بر صورتت " مي­نهد و جوانان بني هاشم را به مدد خواهي مي­طلبد و جبرئيل براي مدد دل شكسته­اش مي­آيد.

مي­آيي تو كه محمدي تباري و علي سيرت و زهرا گونه رفتار مي­كني با آن خنده­هاي دل­نشينت كه خنده­هاي عمويت حسن را در يادها زنده مي­كند.

قدوم آسماني­ات بر صفحه دل­هايمان هماره جاويد باد.

 

 

ارتفاع عبوديت

 

امروز مردي مي­آيد كه شبان سجده­اش را به سپيده تسبيح گره مي­زند.مردي كه عرش را در كلمات ملكوتي­اش به تصوير خواهد كشيد.

 امروز مردي مي­آيد كه خداي سجده­هاي طولاني است و آفتاب بي­بديل نياز و نماز، او كه شناسنامه همه دعاهاي دنيايي است. او كه شكوه شعر است در قامت ملكوت و بهانه تغزل براي ملائك!

مي­آيد تا پيچيده در زنجير، پيكر مطهرش را ميهمان تازيانه­ها كند و كربلا را تفسير!

مي­آيد تا دلش را كه تاريخ كربلاست با سكوتش كه تفسير فرياد است به هم پيوند زند. او كه اندوه كربلا و شعر كربلا است،

مي­آيد تا ملكوت عطر اشك بگيرد.

مردي مي­آيد كه قامتش ارتفاع عبوديت است و چشم­هايش ليلة القدر اشك و شهود.

 مردي كه با او مي­شود تمام كهكشان­ها را در نورديد با سجده خورشيد! عطر كلماتش كه همه بهار است و خورشيد و باران و ابر بر قلم جاري مي­سازم و با سرانگشتان دعايش عشق را هزارباره مي­نويسم كه كلمات شرمسارند و الكن! متبرك باد جان عاشقي؛ آن­گاه كه كلمات از لبانت به سماع بر مي­خيزند. قدوم آسماني­ات در غربيانه­ترين لحظه­هاي زمان بر چشمان هميشه مشتاقمان باد.

 آمدنت بهاري باد!

 

 

میلاد لاله

 

لاحول ولا قوة الاّ بالله العلي العظيم و دستان حيدري علي تو را بالا مي­آورد.

 به چشمان پدر ميخندي,

خنده­اي شيرين­تر از عسل,

خنده­اي به معناي پايداري، به معناي مقاومت، به معناي ايثار.

تو مي­آيي مثل پيام قولوا لا اله الاّ الله، تفلحوا

تو مي­آيي مثل شعار الموت أولي من ركوب العار

مي­آيي مثل قمر شكافنده­ي تيرگي­هاي شام زمان ,

تو مي­آيي مثل امواج خروشان فرات!

 مي­آيي تا در پيشگاه خداوند، به مقام بلندي دست پيدا كني و اسطوره جاودان وفا بماني.

مي­آيي تا همه ذرات كائنات ندا سر دهند: سلام خدا و فرشتگان مقرب او و سلام پيامبران الهي و همه صالحان و شهيدان و صادقان و پاكان نثار روح تو اي پسر اميرالمؤمنين!...

متبرك باد دلت،اين آفتاب سپيده ازل!

متبرك باد چشم­هاي خورشيدي­ات!

متبرك باد پيشاني­ات كه چون ماه هلال خواهد شكست ,

متبرك بادعشق وقتي چشم­هايت را باز مي­كني!

متبرك باد لبخند وقتي براي اولين بار آن را به حسين هديه خواهي داد.

متبرك باد دست­هايت كه بوي خدا مي­دهند.

 

 

 

میلاد یاس

 

هنگام سرودن، فرصتي براي گريستن نيست!اما مگر مي­شود از تو سرود و گفت و نوشت و نگريست.

 تو كه فرشته­ها به نامت سوگند خورده­اند،

تو كه نامت نسيم، شبنم، سوگند و لبخند است.

 نام تو شور، نام تو نور، نام تو سوگ، نام تو جود، نام تو عطش، نام تو عشق، نام تو آب ...

"  اشك در تلفظ نامت ضرورتي است."  نام تو نامي است براي تا به ابد گريستن، نامي است كه پيامبران بدان سوگند خورده­اند و شاعران عاشق تنها به جرم بردن نام تو مرده­اند... نام تو نامي است براي عاشق شدن، براي شفاعت، براي شرح هزار نام بزرگ خدا.

هنگام ميلاد فرخنده آزادي است؛ شكوفه­اي سرخ، برآمده از خنده بهار. آسمان و زمين آغاز اين تجلي را به يكديگر تبريك مي­گويند. ولادتت مبارك اي  " آيه مستجاب فاطمه زهرا! " ولادتت مبارك اي مطهرترين هستي اين خاك، اي صداقت حق در غريبانه­ترين لحظه­هاي زمان! ميلادت مبارك.

 

 

 

 

شعبانیه

 

چه فرخونده بوستانیست این ماه

میلاد یاس و لاله و نرگس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبعث پيامبر ختمي مرتبت

 

اقرأ باسم ربك الذي خلق

و تو جبرييل را مي­بيني كه تو را امر به خواندن مي­كند و رسالت آغاز مي­شود. نغمه­هاي ملكوتي­ات از حرا به گوش جهانيان مي­رسد. عالميان در مقابل شكوهت، خاضعانه سر خم مي­كنند و تو چون حقيقتي از كوه جاري مي­شوي تا انتظار دنيا را پايان ببخشي.

 رسالت عظيمت با قرآني عظيم آغاز مي­شود و مكارم اخلاقي را كه عظيم است، هديه مي­كني. خطاب نمودي:

قولوا لا إله إلا الله تفلحوا و كعبه از گرد و غبار شرك و شك قامت برافراشت. تقدير جهان به دست­هاي تو سپرده شد تا از منتها اليه رحمت پروردگار جاري شوي به زبان هستي تا رحمة للعالمين باشي و آيين جاهليت را مدفون كني...