بهاریه...

 

 

الهی و ربی!

ابصار دلهامان را مددی کن که دستگردان نشود٬

تا که به تدبیر دیگرکان سرگردان

مانند شمس و القمر ٬

در فلاکستان هوا دم نشویم!

به فلاکت حالم رحم کن٬

 

                                                                 

                                

اللّهُمَّ صَلِ عَلى مٌحَمَّد وَ آلِ مٌحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

                                  

عید نو روز مبارک به غنی و درویش

یار دلدار! ز بتخانه دری را بگشا

گر مرا ره در پیر خرابات دهی

به سر و جان به سویش راه نوردم٬ نه به پا

تا رحمت تو نباشد حالمان دگر نشود.

 

 

 

عیدی!

 

 

یاد دارم در غروبی سرد سرد

میگذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد : کهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم



کاسه و ظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست


اول ماه است و نان در سفره نیست !

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!



بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی میخرید؟

 

تو بهاری ؟ نه ، بهاران از توست ...

 

یه بغچه درد و دل اما کو گوش شنوا؟!

(مهدی اصلانی / 11 ساله):خدایا ! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم . ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد . الهی آمین . 

(امیرحسام سلیمی / 6 ساله):خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند !! 

(دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله) :خدای عزیزم ! سلام . من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر ، چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم !

(رویا میرزاده / 7 ساله) :خدای مهربان ! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند . مرسی خدایا !

(باران خوارزمیان / 4 ساله) :خدایا مهد کودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم ، نرسیم . بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند ، آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان . دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود !

(روشنک روزبهانی / 8 ساله) :دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم ! ....

 

 

دل نوشته:

               این روزها مدام به رفتن فکر می کنم... رفتن.

               زمستان گذشت از دلبستگی هایش و بهار بود پاداشت این رفتن!

 

 


 

ادامه نوشته

الله اکبر...

 

این بوی روح پرور از آن خوی دلبرست
وین آب زندگانی از آن حوض کوثرست
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پرست


بوی بهشت می‌گذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منورست
این قاصد از کدام زمینست مشک بوی
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست


بر راه باد عود در آتش نهاده‌اند
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبرست
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر درست


بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبرست
دانی که چون همی‌گذرانیم روزگار
روزی که بی تو می‌گذرد روز محشرست


گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمترست
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابرست


در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
کوته کنیم که قصه ما کار دفترست
همچون درخت بادیه سعدی به برق شوق
سوزان و میوه سخنش همچنان ترست
آری خوشست وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جان مجمرست

"غزلیات سعدی"

 

دل نوشته:

               الله اکبر... من مسلمانم!

                آن از نماز شکسته ی دیروزم

                و این از روزه ی بی مواذن امروزم

                الله اکبر...

 

 

 

مجنون و خدا...

يك شب مجنون نمازش را شكست

بي وضو در كوچه ليلي نشست

عشق آن شب مست مستش كرده بود

فارغ از جام الستش كرده بود!

گفت: يا رب از چه خوارم كرده اي ؟

بر صليب عشق ، درام كرده اي ؟

خسته ام زن عشق ، دلخونم نكن

من كه مجنونم ، تو مجنونم نكن.

مرد اين بازيچه ديگر نيستم

اين تو و تو ، من نيستم!!

گفت: اي ديوانه منم

در رگ پنهان و پيدايت منم

سالها با جور ليلي ساختي

من كنارت بودم و نشناختي!!

حرف

 

حرفهایش در کار چشم گیری نیست ٬

 در ره

دل گیر هست!

وای٬ گر دلم به گیر٬ به محمل نشیند!

 

دل نوشته:

              مدتیست حرفی در تارهای گلویم خوفته ٬اما شوق نواختن ندارد...

             پس بهانه نگیر...

 

 

 

 

قول می دهم که آسمان شوم

 

آفتاب را نمی شود
توی کیسه ای
جمع کرد و برد


***
ابر را نمی شود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابرهم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود


***
پس تو ابر باش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبیه کهکشان شوم


***
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچ چیز جا نمی شوی
تو کنار من کنار او ولی
تو تویی و هیچ وقت
ما نمی شوی

 

"عرفان نظرآهاری"

 

 دل نوشته:

سکوت عاشق در برابر جفای معشوق ، فقط به خاطر حرمت عشق است ...


 

محو تماشا

 

ما را دلی بود

که ز دنیای دیگر است

ماییم جای دیگر

 و او جای دیگر است

 چشم جهانیان به تماشای رنگ و پوست

 جز چشم دل که محو تماشای دیگر است...

 

ادامه نوشته

جاء الحق

 

 ۱۷ ربیع الأول، فرخنده میلاد نبی مکرم اسلام، خاتم الأنبیاء حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) و همچنین میلاد با سعادت شیخ الأئمه، حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)را به پیشگاه گل سر سبد هستی، حضرت بقیة الله الأعظم، حجة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن دو بزرگوار تبریک و تهنیت عرض می نمائیم

 

او محمود و من محمد هستم

مسجدالحرام حضرت محمد(ص)

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من شبیه‌ترین مردم به حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) هستم و حضرت ابراهیم شبیه‌ترین افراد به آدم (علیه‌السلام) در خلق و خلقت بود، حق تعالى مرا از بالاى عرش پر عظمت و جلال خود به ده نام نامیده و صفت مرا بیان كرده و به زبان هر پیامبرى بشارت مرا به قوم خود داده و در تورات و انجیل نام مرا بسیار یاد كرده و نام مرا از نام بزرگوار خود مشتق نمود.

نام او "محمود" است و نام مرا "محمد" نام نهاد و مرا در بهترین قرنها و در میان نیكوترین امت‌ها ظاهر گردانید.

- در تورات مرا «احید» نامید زیرا كه به توحید و یگانه پرستى خدا مبعوث شده‌ام و جسدهاى امت من بر آتش حرام گردیده است .

- در انجیل مرا «احمد» نامید زیرا كه من محمودم در آسمان، و امت من حمد كنندگانند.

- در زبور مرا «ماحى» نامید، زیرا كه به سبب من از زمین عبادت بت‌ها را محو مى‌نماید.

- در قرآن مرا «محمد» نامید، زیرا كه در قیامت همه امت‌ها مرا ستایش خواهند كرد و كسى در قیامت شفاعت نخواهد كرد مگر به اذن من .

- در قیامت مرا «حاشر» خواهند نامید زیرا زمان امت من به حشر متصل است .

- و مرا «موقف» نامید، زیرا كه من مردم را نزد خدا به حساب مى‌دارم .

- و نیز مرا «عاقب» نامید زیرا كه من بعد از پیامبران آمده‌ام و بعد از من پیامبرى نیست .

- و من رسول «رحمت» و رسول «توبه» و رسول «ملاحم یعنى جنگ‌ها» و منم «مقفى» كه از قفاى انبیاء مبعوث شده‌ام و منم «قسم» یعنى جامع كمالات .

پروردگارم بر من منت گذاشت و گفت اى محمد من هر پیامبرى را به زبان امتش فرستادم و بر اهل یك زبان فرستادم و تو را بر هر سرخ و سیاهى مبعوث كردم .

تو را به ترسى كه بر دل دشمنان تو افكندم یارى دادم و هیچ پیامبر دیگرى را چنین نكردم .

و غنیمت كافران را بر تو حلال گردانیدم و براى احدى قبل از تو حلال نكرده بودم بلكه مى‌بایست غنیمت‌هایى را كه مى‌گفتند بسوزانند.

و به تو و امت تو گنجى از گنج‌هاى عرش خود كه آن سوره فاتحة الكتاب و آیات سوره بقره است عطا كردم.

و من همه زمین را براى تو و امت تو محل سجده و نماز گردانیدم بر خلاف امت‌هاى گذشته كه مى‌بایست نماز را در معبدهاى خود سجده كنند، و خاك زمین را بر تو پاك كننده گردانیدیم و «الله اكبر» را به امت تو دادم و یاد تو را با یاد خدا مقرون كردم كه هرگاه امت تو مرا به وحدانیت یاد كنند تو را هم به پیامبرى یاد كنند.

«اى محمد خوشا به حال تو و امت تو»

 

گل سرخ غزل

عشق تا شکوه ز تاریکی این دنیا کرد

دستِ حق پنجره‌ی رحمت خود را وا کرد

ناگهان قافله سالارِ سرآمد، آمد

عشق یکباره چنین گفت: محمد(ص) آمد

آمد آن مرد امینی که خدا یارش بود

و صداقت همه جا تشنه‌ی دیدارش بود

آمد و غنچه‌ی امید شکوفاتر شد

ذهن آئینه پُر از بال و پرِ باور شد

مهربان، آمدی و رازِ خدا را گفتی

کلماتِ پُرِ اعجاز خدا را گفتی

عطر خوشبوی محبت به حجاز آوردی

آدمی را به سجود و به نماز آوردی

هر کسی دید تو را عاشقِ گفتارت شد

"چشم بیمار تو را" دید و گرفتارت شد!

بر لبت زمزمه‌ی روشنِ آگاهی بود

دلِ تو سبزترین شعرِ هوالهی بود

آسمان محوِ تماشای نگاهت می‌شد

ماه دلباخته‌ی رویِ چو ماهت می‌شد

ای سر و جان به فدای تو و خاک قَدَمت

گشته دل‌ها همگی نذرِ حریمِ حَرَمت

از تو و عشق تو هر کس که سخن می‌گوید

در دلِ "حامی" گلِ سرخِ غزل می‌روید

 

 

 

دوست عزیز برای مطالعه بیشتر با ذکر صلوات به ادامه مراجعه فرماید:

پیامبر اکرم چگونه به دنیا آمد؟

دست به دامن چه کسی شویم؟

گفتگوی نبیره شیطان با پیامبر ا

 

 

 

ادامه نوشته

حب

 

 

محب ات را گر٬ هر آن سوز و گدازی بسوزانی!

خان وار بر مهمله خاکسترش نشستی...

با محبت چه می کنی؟!

 

 
 
 
وهم بسی رفت و مکانش ندید
فکر بسی گشت و نشانش ندید

 

 

دمید

 

دوش تا آتش می...

از دل پیمانه دمید

نیم شب !

صبح جهان تاب

ز میخانه دمید

جلوه ها کردم و...

نشناخت مرا اهل دلی !!!

منم آن سوسن وحشی

که به ویرانه دمید

آتش انگیز بود باده ی نوشین

گویی ...نفس گرم رهی

از دل پیمانه دمید...

 

 

 

X

 

الهی ! کیف انسیک و لم تزل ذاکری و کیف الهو عنک و انت ...

مراقبی خدایا چگونه فراموشت كنم ،

 با اين كه تو هميشه به ياد منى ؟!

و چگونه از تو غافل گردم ،

 با اين كه تو هميشه

 

اللّهُمَّ صَلِ عَلى مٌحَمَّد وَ آلِ مٌحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

امام علی ( علیه السلام ):

 بگذارید و بگذرید ٬

ببندید و دل مبندید ،

چشم بیندازید و دل مسپارید ،

که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت .

 

 

خواندنی:

دل پاییزی

 

 

پابند...

 

پا كه روی زمين بند نباشد به آسمان نزديكتری....

دانی که چیست؟

و حاصل انجام عاشقی

جانانه را ببینی و

جان را فدا کنی...

تا کی به انتظار قیامت توان نشست؟

برخیز تا هزار قیامت به پا کنی...

 

 

 

و باز هم سایه خدا ...

 

دستگیری شرور بزرگ ُ تروریست کثیف و دست پروده آمریکای جنایت کار عبدامالک ریگی را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر(عج) و نایب بر حق ایشان حضرت آیت ا.. خامنه ای و همچنین به مردم عزیر غیور و شهید پرور ایران اسلامی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) را تبریک عرض می نمایم.

 

اللّهُمَّ صَلِ عَلى مٌحَمَّد وَ آلِ مٌحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

قابل توجه خوانندگان این مطلب: لازم بذکر است که اعلام کنم بنده از کسانی بودم که با این شرور و انسان کثیف در شرارت و حادثه تاسوکی درگیر شدم و سابقه مقابله با این موجود وحشی را در دوران سربازی داشته ام . که این بزدل با تمام حمایتی که از سوی آمریکا و اسرائیل می شد.بزدلانه و به طرز مضحکی به سمت مرزهای افغانستان میگریخت.

 

 

زنده باد اسلام - زنده باد ایران - پاینده باد رهبر فرزانه انقلاب .

الهم عجل لولیک الفرج...

       سید رسول علوی

 

 

السلام علیک یا صاحب الزمان

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)  

 

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلكه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است. ...


نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلكه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر كوتاه به رخ دادهایی كه پس از شهادت امام حسن عسكری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره كنیم.

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسكری علیه السلام پس از این كه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری كه هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد كه امام یازدهم افزون بر این كه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده كرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری كردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و كفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با كنار زدن عمویش جعفر كه قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حكومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این كه مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل كرده بود. پس از شهادت امام كم كم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود كه شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناك غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان كه به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص،  امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌كه خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احكام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [كتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وكالتی، كه از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌كردند] آنان جمعی بودند كه امام حسن عسكری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی كرد و بعد از خود، ناظر املاك و متصدی كارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

 

 

 

دوست عزیز برای مطالعه بیشتر به ادامه مراجعه کنید...

پاسخ چند سوال امامت کودک

امامت و نبوت کودک از نگاه قرآن

چرا کودک امام باشد؟

 

 

 

ادامه نوشته

مددی کن




یا باسط الیدین بالعطیه !


به دیده های مضطر...

به قنوت امن اجیب...

به دخیل سجده...

بر دلم چنان بتازکه تازیانه ی گامهای مهر انگیزت به درد آوردم٬ تا که حضورت را در جان بفهمم .

چرا که سخت دست و دلم خالی... سخت!

مددی کن یا رب...


 

اللّهُمَّ صَلِ عَلى مٌحَمَّد وَ آلِ مٌحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

در بحر فتاده ام چو ماهی
تا یار مرا به شست گیرد

در پاش فتاده ام به زاری
آیا بود آن که دست گیرد ؟

 




آخرین خورشید پیدا...

 

درخواست امام حسن عسکری(ع) :شيعيان آبروي ما را نبرند!...

 

پرتوي از خورشيد سامرّا:

گاهي آدمي با ديدن يک حقيقت، آن چنان شيفته و شيدا مي‌شود که ناگزير از راه و رسم و باورهاي قبلي خويش دست مي‌کشد و به آن حقيقتي که قلبش را تسخير کرده، دل و جان مي‌سپارد.

به عبارت ديگر، حلول آني يک حقيقت، تأثير شگرف در جسم و جان آدمي مي‌گذارد و تا مرحله انقلاب «قلبي» و «دروني»، او را به پيش مي‌برد. و اين، خواه ناخواه، تحوّل عظيمي در زندگي فردي و اجتماعي انسان ايجاد مي‌کند.

شايسته است براي سنجش حدّ و مرز اين دگرگوني، به نکات زير توجّه کنيم:

1. تغييردهنده و تسخير کننده اصلي قلب هاي مردم، خداست. بدون اذن و اراده پروردگار، هيچ دلي شکافته نمي‌شود و هيچ قلبي رنگ حقيقت به خود نمي‌گيرد.

2. ممکن است اولياءاللّه و بعضي از بندگان صالح خدا نيز با «رياضت روحي و معنوي» و «ساختن درون خويش»، به مقام والاي «تسخيرکنندگي» دست يازند؛ اما اين دگرگون سازي آنها، نه ذاتي و حقيقي، که عرضي و اعتباري است. آنان هرچه به خدا نزديک تر شوند، رفتار، کردار، نفوذ کلام و سيماي نوراني شان، موجب تغيير و انقلاب عميق تر و ماندگارتر مي‌شود.

بر همين اساس، مي‌توان گفت: امامان معصوم عليهم السلام تحوّل سازان و تسخيرکنندگاني هستند که به اذن الهي، بيشترين و ماندگارترين تأثير روحي و فکري را در ديگران ايجاد مي‌کنند.

3. نکته ديگر اينکه، به صورت واقعي افرادي قدرت تغيير، تسخير و دگرگون سازي روح و روان و تصرّف وجود ديگران را دارند که خود، بر اثر جذبه «ايمان» و درک عميق «وحدانيّت»، متغيّر شده و چشم دل شان به جمال زيباي «حقيقت» روشن شده باشد.

يا قَليلَ الْعَقْلِ! ما لِلَّعْبِ خُلِقْنا؛ اي کم عقل! ما براي بازي آفريده نشده‌ايم

طاغوتهاي معاصر امام حسن عسکري عليه السلام، در مدّت زندگي آن امام همام، از هيچ گونه ظلم و جفا دريغ نکردند و هريک، به نوعي به آزار و اذيّت آن حضرت پرداختند. در اين ميان، معتمد عبّاسي، گوي سبقت را از همگنان خويش ربوده بود. او پيوسته با آن وارسته روزگار، بدرفتاري مي‌کرد و در حقّش ستم روا مي‌داشت. او براي زجر و آزار بيشتر امام حسن عسکري عليه السلام بدترين، شرورترين و پليدترين ياران خويش را مأمور و نگهبان آن حضرت قرار مي‌داد. امام عليه السلام در همان زندانها نيز، به تبليغ و هدايت فريب خوردگان مي‌پرداخت و با خَلْق جلوه هاي عملي، عبادي و عرفاني خويش، راهبري و تربيت آنان را به عهده داشت.

 

مولای غایب غریبم!

 سرسلامت باد ما را در غم بابای شهیدت پذیرا باش؛

 ای غمگین‏ترین شیعه در عصر غیبت! ...

 

 

دوست عزیز برای مطالعه بیشتر به ادامه مطالبه مراجعه فرماید با ذکر صلوات:

امام زمان و تشییع پدر:

اولین گریه امام زمان:

 

 

ادامه نوشته

غرور...

 

 

عشق با غرور زيباست!

ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني...

 آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است.

 


 

دل نوشته:

ای مغرور تو گدایی در کدامین خانه ی ؟!

 

 

 

 

تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست
نمي‌كنم اگر اي دوست، سهل و زود ، رهايت...

 

 

بید مجنون...

 

 

تک درخت بید


شاد و

 پرامید


می کنه به ناز


دستش و دراز...

 

 

پی نوشته:

قامتم خیمده به ناز چو

 بید مجنونه ٬

بی دل...