ماه خودسازی...

چه پدیده ی زیبایی است ماه رمضان

ماهی که با نوای اذان شروع می شود وبا نوای آن پایان می یابد.ماهی که درآن کتاب آسمانی نازل شد .

زیباترین شبها را دراین ماه تجربه می کنیم.شب معراج, شبهای قدرو...

شبهایی که لذت نیایش با حضرت دوست را در می یابیم وتا سحرگاهان با دوست سخن می گوییم.

شبهایی که لذت با هم بودن را دور سفره ی افطار تجربه می کنیم واز خواندن دعاها وتلاوت قرآن غرق لذت وپاکی می شویم.این ماه فرصتی برای خودسازی دوباره, آغازی نو.بیان تمام خوبی های این ماه در کلمات نمی گنجد

whiteswan.persianblog.ir

 

 

 

 

غم روزه برمن بسی بارکرد

چو ساغر به می باید افطار کرد

 

 

بر پایی ضیافت نور...

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم.

 شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن هدیً للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان...

 

این ماه رمضان عجیب آدم را وسوسه می کند برای توبه کردن و برگشتن و به راه آمدن . حسابش را بکنید ، خدا در خانه اش را کاملا باز کرده باشد ، خودش به عنوان میزبان در آستانه در ایستاده باشد ، قلم خطا پوش در دست گرفته باشد و هر لحظه فرمان دهد . و خواهش کند که بیایيد و تصریح کند که :
” هر که در این ماه به خانه من بیاید من از گذشته هایش می گذرم ، پیشینه اش را پاک می کنم و به قدر ظرف و ظرفیت او تحفه هایی به او می دهم که نه تا ضیافت سال آینده ، که تا ابد دستش پیش کسی باز و دراز نشود . ”

اصلاً این ماه، بهاری بودنش را از همین آیه‌ها دارد. از مقارن شدنش با نزول این آیه‌های بهاری. به‌ترین وصف این ماه به روایت خودِ آیه‌ها، «الّذی انزل فیه القرآن» است. شرافت این ماه، به نزول قرآن است. همان کتابی که مایه هدایت است؛ هدیَ، مایه تشخیص است فرقان، مایه دلایل روشن است؛ بیّنات. شرافت این ماه، به قرآن است رفقا. به همان یک شب که قرآن نازل می‌شود.

شب‌ها هم بعضی‌هایشان بهارند. بعضی‌هایشان از هزار ماه بهترند. مثل همان شب که گوش زمین و آسمان را تا نزدیکی‌های صبح، صدای سایش بال هزار هزار فرشته‌ پر می‌کند. مثل همان شب که اوج این ماه بهاری است. شب نزول این آیه‌ها. سلام هی حتی مطلع الفجر. 


این ، کم چیزی نیست . من که از همه آلوده تر و گناه کار ترم ، بیشتر دلم می تپد برای اینکه در این چشمه انابت و اجابت شستشو کنم .
بخصوص که رمضان باغ گل قدر است و خدا این گل را تنها در این باغ قرار داده .
به هر حال بیایید روی گشاده میزبان را قدر بدانیم و برای سرنوشت دنیا و آخرتمان طرحی نو در اندازیم.

                                                                        

 

                                                       دوستان التماس دعا دارم

                                  مادر بزرگم تصادف کرده و الان هم حالش خوب نیست.

 

 

روز آخر شعبان

 

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

 

سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏»

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

 

 

 

آداب صائم

حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام) : «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏»

جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت می‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.

یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.

 

 

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد

 

آزمودم دل خود را به هزاران شیوه

هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد

ادامه نوشته

گفتگو با معبود محبوب

 

 

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره ام 

نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید.
-گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی.
-گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت ...
گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

 

الهی...

یک حرف . . .

            در بحر فتاده​ام چو ماهی.........تا یار مرا به شست گیرد          

              در پاش فتاده​ام به زاری..........آیا بود آن که دست گیرد؟            

الهی!

ما که به توزنده ایم هرگزکی میریم؟..

ما که به تو شادانیم هرگزکی اندوهگین شویم؟

ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم..

تو آن مایی وماآن تو..سزاوارربوبیتی  

و همه بر خوان تو..

دست این همه گدا بردامان تو..کی بسر آید این وعده دیدار؟

                     به حقک و حرمتک یا عزیز و یا غفار                         

الهی!         

   بنده جرم کرد...خسته دل و آلوده دامن شد...

             منادی کَرَم تو آواز داد که نصیب معیوبان با من شد...

                           رحمت سبقت گرفت و فضل و کرمت ضامن شد...

الهی!

                    از من اشکی و آهی...و از تو نگاهی                       

     ای عاشق دل سوخته اندوه مدار......روزی به مراد عاشقان گردد کار       

 

 

اسم اعظم

 

 نکته‏ای در مورد اسم اعظم از مرحوم علامه طباطبائی رحمه‏الله.

 

جناب علامه (ره)در المیزان می‏فرمایند: اسمای الهی و مخصوصاً اسم اعظم گرچه در جهان موثرند و اسباب برای نزول فیض و رحمت های الهی  می‏باشند ولی تاثیر اولاً و بالذات از ذات حق تعالی در این عالم است که  از فلان زبان دال بر آن حقایق و یا تاثیر به معنای مفهوم متصور در اذهان باشد. معنای این سخن آن است که خدای سبحانه فاعل و بوجود آورنده همه اشیا است و به وسیله صفت کریمی که اسم مناسب با فعل است تاثیر می‏کند نه تاثیر وی از آن لفظ اسم یا صورت مفهوم در ذهن یا صفت دیگری غیر از ذات باشد. جز آنکه حق سبحانه در قرآن کریم بر طبق آیه کریمه «اجیب دعوة الداع اذا دعان» وعده داده است که

1- هر کس مرا بخواند من اجابت می‏کنم و این دعا متوقف بر دعا و خواست حقیقی است.

2-و اینکه دعا و طلب از حق سبحان باشد، نه از غیر وی.

اسمای الهی و مخصوصاً اسم اعظم گرچه در جهان موثرند و اسباب برای نزول فیض و رحمت های الهی  می‏باشند ولی تاثیر اولاً و بالذات از ذات حق تعالی در این عالم است که  از فلان زبان دال بر آن حقایق و یا تاثیر به معنای مفهوم متصور در اذهان باشد.

پس هر کس از تمام اسباب مقطع شد و برای حاجتی از حوایج به پروردگار خویش متصل شود، وی به حقیقت آن اسم مناسب با حاجت خویش متصل می‏شود، آنگاه آن اسم زیبای خدا مطابق با حقیقتش تاثیر می‏کند و دعا مستجاب می‏گردد

و این حقیقت دعاست. بنابراین به لحاظ حال اسمی که دعاکننده و نیایشگر به آن منقطع و متوسل شود تاثیر به خصوص یا عموم صورت می‏گیرد و این اسم، اسم اعظم می‏باشد و همه اشیاء منقاد و فرمانبردار آن حقیقت می‏شوند و دعای نیایشگر در مورد هر چه که بخواهد مستجاب شود. نه آنکه اسم لفظی که از زبان  وگلو خارج

 می شود یا مفهومی که از اسم اعظم به ذهن می آید منظور روایات  امامان (علیهم السلام)باشد .مراد از اینکه حق تعالی اسم اعظم را به پیامبری از انبیاء و یا بنده‏‏ای از بندگان آموخت یا چیزی از اسم اعظم به وی داد آن است که راه انقطاع به سوی حق سبحانه به واسطه آن اسم برای وی باز شود و اگر اسمی لفظی، و معنای مفهومی، در آنجاست فقط به خاطر آن است که الفاظ و معانی وسایل و اسباب حفظ حقایق هستند.

 

خلاصه مطلب:

1) اسم اعظم حقیقت و یا حقایقی در عالم تکوین است.

2) انسان با اتصال با آن می تواند موثر شود.

 3) راه اتصال  به حقیقت اسم اعظم ،انقطاع از خود می‏باشد.

 4) ولی و یا نبی علیه‏السلام می‏تواند مظهر آن اسم شود.

5) اسمای جزئیه مطابق حالات و خواسته‏های نیایشگر با هم تفاوت دارند،

بنابراین اسم اعظم نسبت به همه با خواسته‏های متفاوت یکی نیست یعنی وقتی بیمار بگوید: «یاالله» یعنی ای خدای شفا دهنده گرچه کلمه «الله» و امثال آن را آوره است. توقع از الفاظ بدون رسیدن به حقایق خام طمعی است بنابراین بکوش ای برادر تا مظهر بت اسمای عظام الهی پیدا کنی و یا حقایق عالم متحد شوی گرچه الفاظ هم به اندازه سعه بی‏تاثیر نیستند.

 

  به حقیقت اسم اعظم است چیست؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا بخشی از ابیات شاعر فرزانه فخرالدین عراقی راباهم می خوانیم:

 

ای طـالب اسم اعـظم، ایـن نام

بـگـشـا در این طلـسـم مـحکم

مـفـتـاح جهـان گـشا به دست آر

مـعـنـی صریـح و اسم مـبـهـم

بینی که همه به تو مضاف است

بینی که تویی خود اسم اعظم

در جـام جـهــان نـمــای بــاقـــی

می‌بـیـن رخ جـان فزای ساقی

 

سلطان سرای عشق فرمود:

 

پاک است سرای ما ز اغیار

 یـعـنـی کـه بـجـز حـقیقت او

در دار وجــود نـیـسـت دیـــار

فی‌الجمله، ز غیر دیده بر دوز

این است طــریـق اهل انـوار

در جــام جـهـان نـمـای باقی

هر کس مرا بخواند من اجابت می‏کنم و این دعا متوقف بر دعا و خواست حقیقی است.

اگر انفطاع راه  دستیابی به اسم اعظم خداست،باید راه انقطاع را آموخت .در حدیث قدسی آمده است: انا عند منکسره قلوبکم ومندرسه قبورکم

ترجمه:همانا من در نزد دل شکستگان هستم ودر گورستان های غبار گرفته

می دانی چرا؟جواب بسیار ساده است هر گاه دل ازغبار غیر خالی کردی ،دلدار در آن خانه جلوس خواهد کرد که در حدیث قدسی فرمود:انا جلیس من ذکرنی وهرگاه از مظاهر تمدن انسانی تکبر آور فاصله گرفته به همان اندازه به خدا نزدیک شده ای .گاه در زیارت اهل قبور این حال و حالت دست می دهد ،گاه در خلوتی از دیگران وچه بسا برفراز آسمانها در هواپیمایی نشسته باشی چون یار اقرب من حبل الورید است.

یکی دیگر از راه های دستیابی به ا نقطاع توجه به فقر ذاتی  ودائمی ما به خداست.این نیاز هیچگاه برطرف نمی شود.آیا ندیده ای فقیر با چه حالت انکسار و دلشکستگی در خواست می کند؟در قرآن می خوانیم: یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

ترجمه: اى مردم، همه شما به خدا نیازمندید و خداست كه بى‏نیاز و ستوده صفات و افعال است (او خالق و حافظ و رازق بشر است پس اینان نیازمند مطلق و او غنى مطلق است)

پس هر گاه تنها در قلب خود غیر از خدای غنی  وستوده را نیافتی ،بدان حقیقت آن اسم در تو ظهور کرده است.

حال برای مطالعه بیشتر شما را به کتاب آزادی معنوی شهید مطهری ،مقالات عبادت ودعا ارجاع می دهیم و یاآنکه با آغاز ماه مبارک رمضان این مجموعه مقاله را تقدیم شما خواهیم کرد. 

  انشاالله...

 

فوائد روزه(2)

 

و علت آنکه از همه عبادات، روزه را خدای متعال متعلق به خود فرموده و آن را مانند بیت الله دانسته، با آنکه زمین با تمام متعلقاتش ملک خداست.علاوه بر تشریفی که به خود منسوب داشته، دو معنی در نظر بوده:

اول آنکه روزه موجب کف نفس و خودداری از مفطراتست و در واقع عملی ست که مردم از مشاهده آن محرومند.با اینکه مابقی طاعات چنین نیست.روزه طاعتی است باطنی و جز خدای متعال هیچکس دیگر از این عبادت مطلع نیست.

 

این عبادت(روزه) توأم با صبر و اخلاص است و فقط
خدای متعال به پاداش آن رسیدگی میکند.

 

دوم آنکه روزه موجب غلبه بر شیطان، دشمن خداست.زیرا شیطان همیشه بوسیله امور شهوانی بر انسان چیره میشود و نیروی شهوات هم به کمک خوردن و آشامیدن تأمین میشود و چون انسان روزه دار از آنها خودداری کند وسیله ای برای پیروی شیطان باقی نمی ماند.

 

به همین مناسبت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: شیطان از مجاری خون در اندرون انسان وارد میشود.مواظب باشید بر اثر جوع راههای ورود او را به قدرت هرچه تمام تر مسدود سازید.

بنابراین شهوات مانند زمین های سرسبزیست که شیاطین در آنها میچرند و تا وقتی که طراوت و خرمی باقی است از آنها دست برنمیدارند و در نتیجه تردد آنها بنده نمیتواند جلال و عظمت خدا را بفهمد و از ملاقات فیض الهیت او محروم است.

 

رسولـخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: اگر شـیاطین بر اطراف و اکـناف
دل های بنی آدم قرار نمی یافتند، می توانستند باطن آسمانها را
مشاهده کنند و اینکه فرمودند انسان روزه دار در دو موقع
فرحـناک می شود: یکی هنگام افـطار و دیگر هنگام
ملاقات حضرت کردگار، سبب نشاط هنگام
افطار برای خواص آنستکه خود را
موفق دیده و توانسته اند
روزه آن روز را بدون
هیچ شائبه ای
بسـر برند و به
اجـر مـعـنوی آن که
رضای خداست نائل گردند
و عوام بدانجهتکه از رنج خودداری
از مفـطرات آسوده گردیده اند و به تمایلات
نفسانی دست یافته اند وعلت نشاط ازملاقات فیض
الهی آنهم برای خواص آنست که قـلبشان نورانی میشود
ونیروی شهوت وغضب که قلبرا تیره و تار میسازد درخود ناتوان
میسازند و به خوبی می توانند از عبادت خدا کامیاب شوند و چنان او را
سـتایش کنند که گـوئی او را می بینند و منـظور از ملاقات هم، همین است.

 

و اینکه فرمود بوی دهان روزه دار پیش خدا برتر از بوی مشک است برای این است که روزه موجب پاکیزگی روح می شود که از عالم امر خدا بدو افاضه شده و آدمی بر اثر خودداری از مفطرات آن را بدین پایه ارتقاء داده چنانکه پاکیزگی بدن از ناحیه نفس است و شکی نیست که پاکیزگی روح باقی تر و عالی تر است و پاکیزگی بدن هرچه بیشتر بفنا نزدیکتر است.

 «قال الله تعالی: ما عندکم ینفد و ما عندالله باق»

آنچه پیش شماست نابود میشود و آنچه نزد خداست باقی میماند و ثابت است، که پاکیزگی روح و بوی خوش آن از بوی مشک بهتر و برتر است زیرا پاکیزگی روح، عقلی و معنویست و پاکیزگی مشک جسمانی و صوری است.

 

 

 

**اللّهم عجّل لوليک الفرج**

 

 

فوائد روزه(1)

شمارش معکوس رسیدن ماه رمضان هم شروع شد!

آهای ایها الناس بگوش!...

 

قال الله تعالی:

کُتِبَ عَلَيکُمُ الصِّيامُ کَما کُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ


روزه مـاه مـبـارک رمـضـان بر شـما واجـب شـد،
همانگونه برگذشتگان شما واجب گرديد
تا بدين وسيله پرهيزکار شويد.

 

 

 سورۀ بقره، آيه 183.

 

رسولخدا(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: روزه سپر آتش جهنم است.


ايضاً شخص روزه دار تا وقتي که غيبت نکرده است، اگر در رختخواب خود هم خوابيده باشد، مانند آنست که به عبادت خدا اشتغال دارد.

خدای تعالی میفرماید: روزه متعلق به من و من خود پاداش آن هستم.روزه دار در دو وقت با نشاط است:

ــ یکی موقعی که افطار میکند.
ــ و دیگر زمانیکه خدا را ملاقات می نماید.

 

سوگند به کسیکه جان محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) در دست اوست؛ بوی تغییر یافته دهان روزه دار پیش خدا با ارزش تر است از بوی مشک.

 

حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: بنای اسلام بر پنج ستون استوار گردید:

      ــ نماز
      ــ زکوة
      ــ حج
      ــ روزه
      ــ ولایت امیرالمؤمنین علی
(علیه السلام)

 

حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) کسیکه یک روز گرم برای خدا روزه بگیرد
و تشنگی او را بی تاب سازد، خدای مهربان هزار فرشته بر او
موکل فرماید که تا هنگام افطار چهره او را مسح کنند
و او را به نعمت جاوید الهی مژده دهند.

 

 

خدای تعالی میفرماید:چقدر بوی تو خوش و روح تو پاکیزه است.ای فرشتگان من! گواه باشید او را بخشیدم.

ایضاً خواب روزه دار و سکوتش تسبیح و عملش مقبول و دعایش مستجاب است.

 

حضرت امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: خواب قیلوله(نزدیک به اذان ظهر که پس از آن بلافاصله حرکت کند و با نشاط به انجام وظیفه عبادتی بپردازد) کنید، که خدای متعال روزه دار را در خواب، طعام و شراب میدهد.

 

بعضی گفته اند در فضل روزه همین بس که انسان روزه دار را از درجه نازل تمایلات نفسانی به مرتبه عالی یعنی شباهت با فرشتگان میرساند و اگر جز این سر اسرار دیگری نمی داشت، همین اندازه در موقیت آن کفایت میکرد و علت اینکه روزه را سپر آتش دانسته اند، این بوده است که روزه از حرارت شهوت و غضب که آتش جهنم باطنی انسان را در دنیا و ظاهری آن را در آخرت می افروزد، میکاهد و مانند سپر که حرارت آهن را از بدن مبارز دفع میکند، حرارت مزبور را از انسان دور میکند؛ و اینکه فرمود انسان روزه دار غیبت نکند، برای آنستکه غیبت در حقیقت گوشت مرده خوردن است؛ چنانکه حقتعالی فرمود:



«ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتاً فکرهتموه»
آیا از شما دوست میدارد گوشت بدن برادر مرده اش را بخورد؟

 

نه چنین است طبیعت آدمی این خوارک را نمی پذیرد، آن هم یک نوع خوراکی است و خوردن و آشامیدن که از مفطرات اند.پس بدین مناسبت روزه را باطل می کند.مثل اینکه با غیبت روزه خود را افطار کرده است.

 

 


 

**اللّهم عجّل لوليک الفرج**