یلدا

 

واللّیل اذا یغشی

یلدا هم از راه رسید ...

زمستان نیز ...

مقدمشان گرامی باد

 

در زمستان طبیعت ، دلتهاتان گرم و بهاری

 

 

نمی دانم

 

امشب

چشمان تر آسمان

بس تماشایی بود

تا سحر

 

پی نوشته:

هیچ وقت اینقدر کلاف کلافگی ٬ کلافه ام نکرده بود!

 

 

اب

 

 

 

آبی که از مشک تو چکیده بود

اشک فرات بود

یا

شبنمم خجالت دست بریده بود؟

 

 

 

ثارالله

 

ماه خون
    ماه اشک
        ماه اعزاست
عزای کیست؟
گمانم عزای
              خون خداست!

 

خدا نوشته:

 

من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني

 و من احبني عشقني و من عشقني عشقته قتلته و من

قتلته فعلي ربه – و من عليه الله اناديته

آن کس که مرا طلب کند؛ می یابد. آن کس که مرا یافت؛ می شناسد. آن کس که مرا شناخت دوستم می دارد. آن کس که دوستم داشت ؛ به من عشق می ورزد. آن کس که به من عشق ورزید؛ من نیز به او عشق می ورزم. آن کس که به او عشق ورزیدم؛ او را می کشم. و ان کس که من او را بکشم خون بهایش بر من واجب است. و آن کس که خونبهایش بر من واجب باشد؛ من ، خود خونبهای او هستم

 

 

محرم نوشته:

 

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود

اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

 و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

 

 

محرم آمد

 

 

 

 

محرم آمد

ماه غم آمد

بزن بر سر و سینه

مه ماتم آمد

 

 

پناه مولا بود!

 

هیجدهم ذي الحجة الحرام، عید غدیر خم و عیدالله الأکبر، عید آل محمّد(علیهم السلام) و عظیم ترین اعیاد را به محضر مقدّس و منوّر قلب عالم امکان، حضرت بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبین حضرت امیرالمؤمنین علي (علیه السلام) تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

 


 

  

 

آسمان، سرپناه مولا بود
و زمين، كارگاه مولا بود

عاشقي، پابه‌پاي او مي‌رفت
چشم نرگس، نگاه مولا بود

هرچه مي‌كرد، دلبري مي‌كرد
مهرباني، سپاه مولا بود

عدل و آزادگي، كه گم مي‌شد
چشم مردم، به راه مولا بود

روز، هر چيز داشت؛ از او داشت
و شبان، شاهراه مولا بود

روز و شب را، به كار، وا مي‌داشت:
اين، سپيد و سياه مولا بود!
آب، از الغدير، برمي‌داشت
مَشربي، كه گواه مولا بود

كوفه، هرچند هم، كه بد مي‌كرد
باز هم، در پناه مولا بود!

پدر خاك بود و، خاكي بود
بي‌گناهي، گناهِ مولا بود!

 

 

دل نوشته:

*کاش از علی انصاف رو یاد بگیریم

*قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد/ ايمان به جز از حب علي پايه ندارد / گفتم بروم سايه لطفش بنشينم / گفتا كه علي نور بود سايه ندارد