معمولی...
ماه مرشد
نیمه شبی است از هزاره دوم عشق؛ و ما مرشدی نداریم، جز ماه . او هر شب بر منبر آسمان بالا می رود و هزار ستاره مریدش است. ماه مرشد سخن نمی گوید، می تابد؛ و کدام مرشد جز اوست که جای گفتن، بتابد!؟...
خاموشی، پند ماه مرشد ماست و نور، نور ذکر اوست. خوابیدن پای صحبت ماه مرشد حرام است. ماه مرشد اما می گوید: خوابتان مباح ترین کار جهان خواهد بود، اگر در آغوش جهان بخوابید. آن گاه بر شما چنان خواهم تابید که خوابتان ، بیداری شود و شب تان، روز.
ماه مرشد می گوید: خدا هر شب شما را در آغوش می گیرد. اما کاش شبی نیز شما او را در آغوش می گرفتید تا آغوشتان گشاده می شد آن قدر که ستارگان به جای آنکه در سینه آسمان بتپند، در سینه شما می تپیدند.
دیشب ستاره ای می گفت: اگر به مجلس ماه مرشد آمدید، هدیه، آهی بیاورید. آه شما عطر و عود مجلس ماه مرشد است.
ستاره می گفت: اگر به خانه ماه مرشد آمدید، دعایی بیاورید. زیرا که هر دعا چراغی است و این همه چراغ که در آسمان روشن است، دعای بندگان خداست.
امشب نیز مجلس ماه مرشد برپاست. آسمان صاف است و نه غریبه ای و نه ابری. همه محرم اند، هم تو و هم درخت و هم دریا. وعظ ماه مرشد تا سحر ادامه خواهد داشت تا صبح که او آسمان را به شیخ آفتاب خواهد بسپارد.
به مجلس ماه مرشد بیا، مجلس ماه مرشد را عشق است.
نه دگر زمزمه ساز و نه خوش لحنی اواز
نه دلم ملتهب عشق نه به جان حسرت پرواز
نه دگر شوق دویدن نه به جان تاب رسیدن
نه رسیدن به امیدی نه امیدی به رسیدن
غم دلبستگی ها را فقط دلبسته می داند
ملال خستگی ها را دل شکسته می داند...

پی نوشته:
*/آش نخوده و دهن سوخته!
*/گاهی رفتا رو گفتار دیگران خیلی صریح و روشن این فقط می فهمونه به من:که من شیطونم و می خوام ...هرچند من رو سیاه هستم و ادای فرشته بودن ندارم... اما دلیل نمیشه هرکی فرشته نبود حتما شیطونه و... با این که همیشه ایجور حرف و حدیثها برام مهم نبود ٬ اما خدایی اون قد هم سر میشه که یک طرفه در مورد یه آدم قضاوت کردن یعنی چه!چاره این درد فقط یه چیزه :فرار باشدت همراه با خودتو به نادونی زدن. سعی کن بفهمی یعنی چی!
*/ محرم دل و محرم دیده هر دو یکی نیست!