نگارم!

با خودم قرار گذاشته ام که هر موقع دلتنگتان شدم ، صلوات بفرستم . ولی این طوری همه ی عمرم

 صرف صلوات های دلتنگی برای شما می شود ؛ در نتیجه گاهی می فرستم"

مهربانم ! نمی دانم شکر این همه محبت را چطور به جا آورم ... اگر چه این دلتنگی ، برخاسته از مهر

 فراوان توست ...

 مرا ببخش که این پیله ی تو در تو ، بد جور مرا در

 خود پیچانده است ...

نمی خواهم مایه ی حزن و اندوه باشم ... مرا ببخش ...

 

 

یا اباصالح المهدی

 

نمی از چشم های توست ، چشمه ، رود ، دریا هم
کمی از رد پای توست ، جنگل ، کوه ، صحرا هم

تو از تورات و انجیل و زبور ، از نور لبریزی
تو قرآنی ، زمین محو شکوهت ، آسمان ها هم

جهان نیلی ست طوفانی ، جهان دلمرده ظلمانی
تویی تو نوح ، موسی هم ، تویی تو خضر ، عیسی هم

نوایت نغمه ی داوود ، حسنت سوره ی یوسف
مرا ذوق شنیدن می کشد ، شوق تماشا هم

تو آن ماهی که در پایت تلاطم می کند دریا
من آن دریای سرگردان دور افتاده از ماهم

اســـیر روی ماه تو ، هواخـــــــواه نگاه تو
نشسته بین راه تو ، نه تنها من که دنیا هم

تمام روزها بی تو شـــده روز مبادا ، نه
که می گرید به حال و روز ما ، روز مبادا هم

همه امروزها مثل غروب جمعه دلگیرند
که بی تو تیره و تلخ است چون دیروز فردا هم

جهانی را که پژواک صدایت را نمی خواهد
نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم

 

سیدمحمدجواد شرافت

 

 دل نوشته: 

 

مرغ دل ما کیست اگر دامگه این است ؟

ســیمرغ به دام افتـد و پروا نکنــد کس !