گذشتیم
از رنگ بریدیم و ز دیدار گذشتیم
با چشم فرو بسته ز گلزار گذشتیم
در باغ جهان پا نگرفتیم چنان سرو
چون سایه سبک از سر دیوار گذشتیم
در راه سبک سیر نه پستی نه بلندی است
ابریم و از این دامنه هموار گذشتیم
پندار برانگیخته صد نقش فسون رنگ
این پرده دریدیم و زپندار گذشتیم
دیدیم غباری چو بر آن ، جامه فکندیم
از جاده دنیا چه سبکبار گذشتیم
خفتیم و شدیم از گذر خواب خبردار
از رهگذر خواب چه بیدار گذشتیم
از آمدن و رفتن ما کس نشد آگاه
از رهرو این خانه پریوار گذشتیم
غزلی از سهراب سپهری
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 7:2 توسط اقا سید...
|