از رنگ بریدیم و ز دیدار گذشتیم

با چشم فرو بسته ز گلزار گذشتیم

در باغ جهان پا نگرفتیم چنان سرو

چون سایه سبک از سر دیوار گذشتیم

در راه سبک سیر نه پستی نه بلندی است

ابریم و از این دامنه هموار گذشتیم

پندار برانگیخته صد نقش فسون رنگ

این پرده دریدیم و زپندار گذشتیم

دیدیم غباری چو بر آن ، جامه فکندیم

از جاده دنیا چه سبکبار گذشتیم

خفتیم و شدیم از گذر خواب خبردار

از رهگذر خواب چه بیدار گذشتیم

از آمدن و رفتن ما کس نشد آگاه     

از رهرو این خانه پریوار گذشتیم      

 

 

  غزلی از سهراب سپهری