بر پایی ضیافت نور...

بسم الله الرّحمن الرّحیم.
شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن هدیً للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان...
این ماه رمضان عجیب آدم را وسوسه می کند برای توبه کردن و برگشتن و به راه آمدن . حسابش را بکنید ، خدا در خانه اش را کاملا باز کرده باشد ، خودش به عنوان میزبان در آستانه در ایستاده باشد ، قلم خطا پوش در دست گرفته باشد و هر لحظه فرمان دهد . و خواهش کند که بیایيد و تصریح کند که :
” هر که در این ماه به خانه من بیاید من از گذشته هایش می گذرم ، پیشینه اش را پاک می کنم و به قدر ظرف و ظرفیت او تحفه هایی به او می دهم که نه تا ضیافت سال آینده ، که تا ابد دستش پیش کسی باز و دراز نشود . ”
اصلاً این ماه، بهاری بودنش را از همین آیهها دارد. از مقارن شدنش با نزول این آیههای بهاری. بهترین وصف این ماه به روایت خودِ آیهها، «الّذی انزل فیه القرآن» است. شرافت این ماه، به نزول قرآن است. همان کتابی که مایه هدایت است؛ هدیَ، مایه تشخیص است فرقان، مایه دلایل روشن است؛ بیّنات. شرافت این ماه، به قرآن است رفقا. به همان یک شب که قرآن نازل میشود.
شبها هم بعضیهایشان بهارند. بعضیهایشان از هزار ماه بهترند. مثل همان شب که گوش زمین و آسمان را تا نزدیکیهای صبح، صدای سایش بال هزار هزار فرشته پر میکند. مثل همان شب که اوج این ماه بهاری است. شب نزول این آیهها. سلام هی حتی مطلع الفجر.
این ، کم چیزی نیست . من که از همه آلوده تر و گناه کار ترم ، بیشتر دلم می تپد برای اینکه در این چشمه انابت و اجابت شستشو کنم .
بخصوص که رمضان باغ گل قدر است و خدا این گل را تنها در این باغ قرار داده .
به هر حال بیایید روی گشاده میزبان را قدر بدانیم و برای سرنوشت دنیا و آخرتمان طرحی نو در اندازیم.
دوستان التماس دعا دارم![]()
مادر بزرگم تصادف کرده و الان هم حالش خوب نیست.