بهار منی
وَالضُّحَى٬ وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى ٬ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى ٬ وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى ٬
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى
سوگند به روز و سوگند به شب در آن هنگام كه ميآرامد
پروردگارت تو را رها نكرده است و دشمن نداشته است و مورد خشم قرار نداده است .
و فرجام براي تو ، بهتر از آغاز است .
و پروردگارت به تو عطاء خواهد كرد ، و تو خوشنود خواهي شد .

و در بیابانی که مروارید دانه های باران سراب ست به انتظار رنگین کمانی که پس از باران جلوه می کند.
خیره اسمان نگاهت را نشانه گرفته ام.
تو از باستان یادگار منی
به تخت کئی بر بهار منی!













